حکایت من.....حکایت کسی بود که عاشق دریا بود اما قایقی نداشت.....دلباخته ی سفر بود اما همسفر نداشت...
یک جاهائی بی تو نمی شود . . .
وقتی سردم می شود
وقتی تنهایم
وقتی همه هستند
غیر از تو . . .
نه !
یک جاهائی بی تو نمی شود
تو باید باشی
تا من آرام باشم . . .
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 9:42 توسط سامره
|
خـــــــدایا نمیدانـــــم چـــه رازی در کلمــــه ی دوســــتت دارم است! هرکـــــس میشنود بــــــی وفاتــر میـشود و هرکـــــه میگوید عاشق تـــر!